تبليغاتX
DaisypathNext Anniversary Ticker سپیدۀ دیگر

سپیدۀ دیگر

آقا کی میگه تو ادارات دولتی کار نمیکند؟کی میگه همه پاشون رو انداختند رو پاشون و پشت میزشون چرت میزنند؟

اصلا به ادارات دولتی کار نداریم. بانکی ها رو میگم.وقتی شما زیر لحاف گرمتون دراز کشیدین و وقتی نوک انگشت پاتون از زیر لحاف میاد بیرون سریع لحاف رو مرتب میکنین تا سردتون نشه ، و  وقتی به بیرون نگاه میکنین میگین شبه،و سلام و صلوات میفرستید به این دولت کریمه که همه جا رو تعطیا کرده ،کلی آدم بدبخت همون موقع هستند که به سوی اداراتشون روانه هستند.اداراتی که اگرچه هر روز خدا  از کله سحر توشون کار نیست ولی بعضی روزها فرصت نفس کشیدن هم نداری  و مسلمه که به هیچ کار دیگه ای اعم از کارهای اداری و کلاس گل و بلبل و درس و غیره و ذلک هم نمیرسی مگر اینکه مرخصی بگیری که مسلمه مرخصی ها هم سقف داره!

خلاصه این پست تکذیبیه اون پستمه که نوشته بودم ما کتاب میخونیم و اینترنت بازی میکنیم و غیره (که البته فکرمی کردم بار طنز و اغراق در اون مشخصه که گویا اینجور نبوده! )

+ نوشته شده در چهارشنبه 19 دی1386 7:40 قبل از ظهر توسط سپیده |


شادي روز برفي وقتي تا زانو بري توي برف و يه ماشين هم با سرعت شلپي گل بپاشه روت ،كمي  مكدر ميشه.

اما نه اونقدر كه نخواي برگردي و با ذوق به تنها جاپاهاي كوچه نگاه كني و  دالبري راه بري تا جا پاهات تغيير كنند و گوله برفي رو بيدليل پرت نكني وسط ديوار و به شاخه هاي پر برف تلنگر نزني!

روز برفيتون مبارك  

+ نوشته شده در یکشنبه 16 دی1386 9:8 قبل از ظهر توسط سپیده |


۱.دوست هایی که از آدم دور میشن،انگار که هر کدام قسمتی از زندگی آدم رو با خودشون می برن و تو میمونی با زمانهایی خالی که دیگه نمیدونی با کی قسمتش کنی.دلم واسه کسانی که دوستاشون ازشون دور میشن بیشتر میسوزه تا کسانی که میرن.چون حداقل اونا هیجان یک زندگی جدید رو دارن .خیلی قاطی پاتی شد.نه؟

۲.دوستم از بچگیش نوشته بود و دبستان فاطمه زهرا و کاپشن و کلاه رنگی رنگی که سرش میگذاشت.من سالهاست که این دوست رو ندیدم ولی هنوز هم با همون قیافه تو ذهنم مجسم می شه.دلم واسه خودش و فلوتش و قایقرانان ولگا تنگ شده!

کاپشن بلندو طوسی و شال گردنی که مامان بزرگ تا زیر چشمم چند دور میپیچید و کلاهی که تا بالای چشمم پایین میاومدهمه از ترس سرما!.میتونید قیافه ام رو تصور کنید؟جالب اینه که صبحها هنوز هم همون شکلم!با این تفاوت که خودم همه رو دور خودم میپیچم!

۳.گیلان عالی گاهی بارونی من!هههووووووووووووو.من که دلم لک زده بود واسه بازار لاهیجان و بوی نم واستخر گردی و کوکی نوشین.جای همگی خالی.

۴.دارم زود زود پیر میشم!یعنی بزودی یک عدد به سالهای عمرم اضافه میشه؟نمیخوااااااااااااااااااام

۶.آمدم بی بهانه بار دیگر به سویت                     گر بپرسی بگویم،بهتر از تو بهانه؟؟(عمران صلاحی)

۷.اینجانب وجود هرگونه ربط را در موارد صدرالذکر شدیدا تکذیب میکنم!

 

+ نوشته شده در دوشنبه 10 دی1386 9:15 قبل از ظهر توسط سپیده |


 

گل من گوهر من کاش اینجا بودی

جان من جوهر من کاش اینجا بودی

اگر اینجا بودی    خانه خاموش نبود

آینه حوصله داشت    گل فراموش نبود

با تو بودن ای کاش         تا ابد ممکن بود

لحظه های دیدار            تا ابد ساکن بود....

    

 

+ نوشته شده در دوشنبه 3 دی1386 11:13 قبل از ظهر توسط سپیده |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آبان 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
آبان 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384



آنها كه ميخوانم

پگولی
جزيره سرگرداني
باد صبا
سحر خانوم
آقا حسام
سياه مشق
مامي و محمودي
سپيده ديگر اسبق!
آشپز مدرن
ما دو نفر
يه شهروند درجه دو
خانوم خونه
بابونه
سمساري
با مخاطب هاي آشنا
سال بلوا
ايستاده در رنگين كمان
نارنجستان خيال
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin