|
مریم ،همون کسیه که این تلنگر رو بهم زد.هر جا که باشه براش آرزوی خوشبختی دارم اماتازه به فکر افتادم که چقدر من اون رو دوست دارم و چقدر تو زندگیم تاثیر گذار بوده(با اینکه خودش نمی دونه). من تصویر خیلی از آدمها رو با تعریفات دقیق با جزئیات مریم میشناسم. و می دانم که این تصویر می تواند بسیار جذاب تر از خود آن فرد باشد. ایده تغییر رشته تحصیلی و شجاعت انجام آن را نیز من به مریم مدیونم. و حس خوب کمک شدن در مواقع بحرانی را(زمین خوردن در سال اول را یادت می آید مریم عزیز من هنوز هم خیلی از فکر هایم با زیر نویسی از صدای توست + نوشته شده در دوشنبه 19 تیر1385 11:56 قبل از ظهر توسط سپیده |
به دنبال شعری بودم.برای سنگ قبر.شعر قشنگ زیاد بود اما بی ربط.ناچارا به دنبال کلامی قطعه های مختلف را کاویدم . اکثر شعرها تکراری بود.مخصوصا در مقاطع زمانی یکسان.چرا هیچ کس به خودش زحمت نمی دهد شعری مناسب حال متوفی پیدا کند؟؟ پدرم!مادرم!... با خط های اجق وجق و گل و بوته های مسخره.عکس شمع و کتاب!بیچاره مردگان. اگه شعر خوبی به ذهنتون میرسه برام بنویسید.مردم اینقدر کتابهای فروغ و مصدق و شاملو رو زیر و رو کردم! یادم باشد در وصیتم حتما شعر خوبی انتخاب کنم.از کجا معلوم وراثم آدمهای با سلیقه ای باشند! + نوشته شده در یکشنبه 11 تیر1385 4:7 بعد از ظهر توسط سپیده |
|