تبليغاتX
DaisypathNext Anniversary Ticker سپیدۀ دیگر

سپیدۀ دیگر

اینم یه فلش قشنگ که علیرضای گلمون ،۵ ساله از تهران اونو برامون فرستادن:

http://www.123take.com/flash/love.asp

+ نوشته شده در چهارشنبه 24 خرداد1385 8:19 قبل از ظهر توسط سپیده |


حیف شد.واقعا وقتی می بینی پیروزی اینقدر ملموسه،به اندازه ای که فط یه خورده تاب بیاری،واقعا دلت می سوزه.

اما واسه من که دل به هیچ شادی ،و هیچ معجزه ای،نبستم سنگین نبود.شاید اگر اتفاق خوب غیر منتظره ای بیفتد ،از ته دل به وجد بیایم،اما منتظر هیچ چیز نیستم.

می خواهم به یک نواختی آبگیر کوچک زندگی خو کنم.دلم دریا نمی خواهد.از مرغ های ماهی خوار که بی بهانه در لابه لای زندگی فرود می آیند شدیدا می ترسم.

+ نوشته شده در دوشنبه 22 خرداد1385 5:2 بعد از ظهر توسط سپیده |


فردا شروع امتحانات پایان ترم است.من همیشه از آخر ترم ها متنفرم. از درس های تلمبار شده،تحقیقات انجام نشده ،ترجمه های مانده....و باز هم کابوس امتحانات !

هفته پیش (در فورجه امتحانات )  به نیشابور رفتیم.واقعا با تصورات من متفاوت بود.شهری سنتی با کوچه باغهایی رنگین از دزختان گیلاس.با یادگارهایی از تمدنی قدیمی که در یک متری زیر پایمان نفس می کشید(شادیاخ).و سبد سبد محبت که غرق در آن بودیم...

سفری خوش با خاطرات جدید وخاطرات تو در این شهر در آن نفس می کشید....

 ممنونم به خاطر آ».فقط کاش می شد برای مقالات انباشته شده هم چاره ای بیندیشی!

  به دادم برس!

+ نوشته شده در شنبه 20 خرداد1385 5:37 بعد از ظهر توسط سپیده |


حوادث پیاپی می آیند .دانشکده حقوق در آغاز یک عصر تاریک است.دوره ای که در آن از آشوری ها و عراقی ها اثری نیست و جای آنان پر شده از کوتوله هایی که بالاتر از خود را بر نمی تابند.دانشکده ای بودن درودیان،رییس به حق آن.درگیری است و به خون کشیدن کوی.تکرار و تکرار.....

آشفته تر از آنم که دستم بر قلم رود.

وای از این قلب که جز درد چیزی در آن نیست......

+ نوشته شده در چهارشنبه 3 خرداد1385 8:5 بعد از ظهر توسط سپیده |


۱.بار ارزشی یک واژه چقدر زود تغییر می کند.شاید به فاصله تغییر یک رژیم یا حتی یک دوره انتخاباتی.واژه روشنفکر را لوسبازی های کودکانه تعبیر می کنند و لمپن بودن را یک افتخار!

۲.واژگان براستی که بزرگترین نماینده یک طرز فکر می باشند.وقتی یک حادثه واحد با کلماتی از جنس های متفاوت بازگو می شود ناخودآگاه به زیر پوستی ترین لایه های یک نگرش میتوان پی برد.

۳.از دل یک حرمت شکنی قهرمان انقلابی بیرون نمی آید.

۴.دانشگاه نمایش کوچکی از جامعه ماست.

۵.همه اینها به بهانه جدل های دانشکده حقوق است که هر چقدر میکوشم نمی توانم تاسفم را برای دیدن این وقایع پنهان سازم.

+ نوشته شده در دوشنبه 1 خرداد1385 1:2 بعد از ظهر توسط سپیده |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آبان 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
آبان 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384



آنها كه ميخوانم

پگولی
جزيره سرگرداني
باد صبا
سحر خانوم
آقا حسام
سياه مشق
مامي و محمودي
سپيده ديگر اسبق!
آشپز مدرن
ما دو نفر
يه شهروند درجه دو
خانوم خونه
بابونه
سمساري
با مخاطب هاي آشنا
سال بلوا
ايستاده در رنگين كمان
نارنجستان خيال
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin